زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
عمریست دل به چشم تو بستم نگاه کن زهـرای من! عـلی تو هستم نگاه کن ای دل بـریـده! تا نـبـریـدم بـلـنـد شـو ای پـرشکـسته! تا نـشکـستم نگاه کن زانـوی بـوتـراب به خاک آشـنا نبـود بر خاک التـمـاس نـشـسـتـم نگـاه کن یک دست من ز پیکر خیبر توان گرفت حالا به لـرزههـای دو دسـتم نگاه کن چون تار و پود چادرت از زخم کوچهها از هم هـزار بار گـسـسـتـم نگـاه کـن ای يار! كـلـّمـينی ... زهـرا! أنا علی زهـرای من! عـلیِ تو هستم نگاه كن |